پاپیــروس

و زندگي پُلي است، از آن گذر بايد كرد …

بایگانیِ ژانویه 24, 2009

قصه‌ي من و وردپرس

سلام به همگي

ممنونم از لطف و توجهتون
باور كنيد منم دوست دارم بنويسم و دلم براي همتون تنگ شده اما چيكار كنم كه ديگه اعصاب پولادين ندارم كه هي با وردپرس سر شاخ بشم

چند وقت پيش (همون موقع كه يه مدت طولاني نتونستم لاگين بشم به اين وبلاگ زبون نفهم!) ياشار لطف كرد و برام يه فيلتر شكن فرستاد تا شايد مشكل لاگين حل شه كه اتفاقاً مشكل حل شد و من باز تونستم حكومت وبلاگ خودمو بدست بيارم!

اما يه چند وقتي مي شه كه فيلتر شكن expire شده و هر چي آپ ديت هم مي كنم تا نصفه نيمه آپ مي شه و هي پيغام خطا مي ده، بعدش هم اصلاً امكانش نيست من هيچ سايتي رو كه فيلتر شكن داره بدون پيغام خطا ببينم و يا اينكه خود اون سايتا هم فيلتر نشده باشن

نتيجه اينكه چار چنگولي مونديم تو گِل ديگه، اصلاً هم حال و حوصله ي اين وردپرس رو با اين شرايط ندارم (هانا مي دونه چقدر سخت لاگين مي شه و چقدر اعصاب آدم خورد مي شه تا يه پُست ارسال بشه) شايد دوستان اون ور آبي چنين مشكلي باهاش ندارن اما من چند ماهي هست كه با اين همه مشكلاتي كه داشته تونستم هي هر از چند گاهي آفتابي بشم اما اين روزا جداً كارام زياده و سرم شلوغه، ديگه وقت اين همه سر و كله زدن با وردپرس رو هم ندارم

خب زبون همو نمي فهميم ديگه، اگر چه انگار زيادي همو دوست داريم. بابا تفاهم نداريم ديگه، خلاص!

چون هنوز هم دوسش دارم به اين اميد كه شايد يه روزي وضع ماها هم اين ور آب با اين سايت و سايتاي ديگه هم درست بشه با سه سوت دودش نكردم بره هوا (آخه اين مدل انتحاري آخر كار هر وبلاگي مُد شده اين روزا، گفتم اينم بگم كه نگين يه وقت از مُد هم چيزي سرمون نمي شه!)

حالا جالبيش اينجا بود قبلاً مي تونستم بلاگر هم برم حالا كه خواستم خير سرم برم اونجا يه مدت استراحت كنم و زير سايه ي مباركشون آفتاب بگيرم و از اين حرفا، اونجا هم هي الان پيغام خطا مي ده و نمي تونم اكاونتي بسازم و لاگين كنم و … نمي دونم آيا اون سايت هم باز فيلتر شده يا نه؟

اينم از حكايت وبلاگ نويسي ما، خير سرمون بعد بوقي خواستيم ما هم يه تمريني بكنيم تا قلممون يه خرده جون بگيره، كه متأسفانه هر جا مي ريم يا مي خوايم بريم و قصدش رو داريم فرتي فيلتر مي شه

حالا ملتفت شدين كه چرا ديگه خيال نوشتن ندارم اونم اينجا تو وردپرس، بلاگر هم همين وضعو داره، جاهاي ديگه هم به دلم نمي چسبه!

خب دله چيكارش كنم لامصب رو به هر سايتي راضي نمي شه

هميشه همين جوري بوده. خيلي سخت بتونم يكي رو دوست داشته باشم اما اگه واقعاً دوسش داشته باشم هميشه برام عزيز خواهد بود و نمي تونم فراموشش كنم. اين وبلاگ هم همين حس رو برام داره و خيلي دوسش دارم با تمام دوستايي كه داره!