پاپیــروس

و زندگي پُلي است، از آن گذر بايد كرد …

بایگانیِ جولای 20, 2008

میهمان طناب دار

دیروز سپاسش گفتند

بواسطه­ی مهربانیش

همسنگر علم بود و معلمی دلسوز!

 

دود چراغ خورده بود و سوی دیدگانش را بی­چشمداشت به کودکانی داده بود که فردا با چشمهای او سرزمین مادریشان را نگاه کنند و با کلمات او، جمله­ی آینده را بسازند …

 

امروز اما …

به جرم رج زدن واژه­ی آزادی به دار قالی دخترکان بی­پناه سرزمین مادری­اش و ساز بی­آواز پسرکانی که کودکی نکرده مرد شدند و بار سنگین روزگار، چهره­شان را تکیه کرده، میهمان طناب دارش کردند!

 

به همین سادگی …

 

 

ورودی‌های پیشین »