پاپیــروس

و زندگي پُلي است، از آن گذر بايد كرد …

تخت ِ پروکرستیس

پروکرستيس1 دیوی بود که در گردنه­ای بر سر راه، مهمانخانه­ای داشت. او نيمه شب بر بالين مهمان نگون بخت حاضر می­شد که از دو حال خارج نبود:

یا مهمان خفته، بلند قدتر از تخت بود که در این صورت با اره اضافه­ی پاهای او را می­برید و یا کوتاه­تر بود، که در این صورت او را از دو طرف آن قدر می­کشيد تا به اندازه­ی تخت در آید!

 

کارل گوستاو یونگ می­نویسد2: تخت پروکرستيس؛ جامعه، و پروکرستيس همان مردم جامعه می­باشند. مردمی که با هنجارها، معيارها، و نهادهای خود همه­ی افراد را قالب می­زنند و به قاعده می­کنند. در این صورت نه آنها که کمابيش در قالب­ها و کليشه­های عمومی جامعه می­گنجند (متوسطين)، بلکه آنها که یا برتر از حداکثرها (نخبه­گان) و یا فروتر از حداقل­های عمومی هستند (عقب ماندگان)، تحت فشار قرار می­گيرند و چه بسا روان­نژند شوند!

 

به این ترتيب هنجار و نهادهای جامعه، به منزله­ی غربالی عمل می­کنند که تنها ميان­مایگان را حفظ می­کند، بقيه در زمره­ی مردودین و مطرودین درمی­آیند، حتی اگر قابليت­های بيشتری داشته باشند!

 

 

 

——-

پ.ن:

1- یکی از شخصیتهای فیلم Big Fish به کارگردانی تیم برتون

 

2- عبور از ازدواج نوشته­ی نیما قاسمی

 

 

** هوراااااااااااا من بازم می­تونم بنویسم اما نه به شکل ساده­ی گذشته، آخه کلی دنگ و فنگ داره این بار!

 

تشکر ویژه دارم از یاشار (بید مجنون) که بعد از مدتها سر و کله­ش پیدا شد و نفسش خیر بود و به کمک راهنمائی این دوست خوب، تونستم بازم بخش مدیریت سایت رو بدون جنگ و خونریزی و کشت و کشتار و قشون و غیره به دست بگیرم …

 

4 دیدگاه »

  بیدمجنون wrote @

اولا ممنون از مطلبت
که واقعا یه جورایی آدمو مبهوت میکنه
من که چیزی ندارم براش بگم جز اینکه دستمو بزارم زیر چونه ام و انگشتمو بخوابونم روی لبم و بعد خیلی آروم سرمو به طرفین حرکت بدم
ثانیا که شرمنده کردی با تعریفای خوبت مارو خجالت زده کردی خدایی ما اندازه این حرفا نیستیم

  آتوسا wrote @

خوشحالم که میتونی بنویسی دوباره. دلمون برات تنگ شده بود.

  Galaxy wrote @

خوشحالم که برگشتی و بدون خون و خون ریزی مشکلت حل شد!
با خوندن مطلبت انگشت به دهان ماندم!

  مامه شاهد wrote @

اما هنجارهای جامعه در گذر زمان تغییر می یابند و این تغییر مدیون همان انسانهای متفاوت است . تلاش برای این تغییر البته هزینه های زیادی را به آنان تحمیل می کند اما آنچه در نهایت برجا می ماند همان متفاوت بودن و تفاوتهایی است که از خود به یادگار می گذارند.


دیدگاه شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>