فیلم Match point اثر Woody Allen رو دیدم
http://en.wikipedia.org/wiki/Match_Point
شخصیت اصلی داستان که یه تنیسوره در سکانس ابتدائی فیلم میگه:
ترجيح میدم خوش شانس باشم تا يه آدم خوب!
مردم از روبرو شدن با اين مطلب که بخش عمدهای از زندگی به شانس بستگی داره، میترسند!
فکر اينکه چيزهای زيادی در زندگي خارج از کنترل شما هستند، هراسآوره!
در مسابقه لحظاتی هست که توپ به بالاي تور برخورد میکنه و در کسری از ثانيه، يا به جلو ميره و يا برمیگرده. با کمی خوش شانسی، به جلو ميره و شما میبريد و يا اينطور نمیشه و شما میبازيد …
و تمام اتفاقاتی که در ادامهی داستان براش پیش میاد حول و حوش همین سکانس ابتدائی داستانه و در نهایت هم فیلم با چنین آرزویی برای بچهی تازه متولد شده به پایان میرسه: نمیگم که این بچه موفق بشه، بلکه میگم امیدوارم آدم خوش شانسی باشه
این فیلم تقریباً جز معدود کارای وودی آلنه که طنز نیست
اگه خواستین ببینین نکتههای قابل تأمل زیادی داره که یکی از اونا همون بحث تکراری و همیشگی خیانته که اینجا هم از یه دیدگاه دیگه بهش نگاه شده!
دیالوگ یه سکانس دیگه از فیلم هم جالب بود. روح پیر زن به قاتل میگه: چرا من که بیگناه بودم کشته شدم؟ من که تو بازی شما هیچ نقشی نداشتم!
و قاتل در جواب میگه: همیشه برای رسیدن به مقاصد، یه عده بیگناه باید کشته بشن!
امتحانات کوفتی من هم تموم شد. حالا دیگه نوبت منه فیلم ببینم و بنویسم! یکی بگیره منو!