پاپیــروس

و زندگي پُلي است، از آن گذر بايد كرد …

نازبانو

داره می­گه:

اون وقتا خیلی شلخته بودم. اصلاً نمی­تونستم درست و حسابی با یکی سر صحبت رو باز کنم. در کل خیلی دست و پا چُلفتی بودم، تا اینکه نازبانو رو دیدم!

دختری شیطون و سر و زبون­دار!

من دانشجو بودم و اون تازه دیپلمشو گرفته بود و می­خواست کنکور شرکت کنه

ازش خیلی خوشم اومد

با روحیه­ایی که داشت می­تونست کلی منو تغییر بده و من این تغییر رو دوست داشتم. می­خواستم به خاطر نازبانو هم که شده خودمو پیدا کنم و زندگیم، سر و سامون بگیره!

 

سالهاست که از اون روز می­گذره

امروز، هم سر و وضع خوبی داره و هم اینکه سر و زبون درست و حسابی!

تازه می­خواد واسه دکترا هم بخونه

 

اما نازبانو به خاطر شوهر و بچه و سر و سامون دادن به زندگی یه دست و پا چُلفتی، هنوز دیپلمشو داره و فرصت نکرده هیچ وقت واسه کنکور اسم بنویسه!

 

دخترک شیطون و سر زبون­دار دیروز، اونقدر از دنیای بیرون دور افتاده که از دیدِ شوهرش، خیلی ساده و بی­دست و پا شده!

 

چقدر دلم برای نازبانو سوخت!

و چقدر از این دست و پا چُلفتی دیروز که امروز تازه دست و پاشو پیدا کرده، بدم اومد!

 

6 دیدگاه »

  diako wrote @

ننگ بر این فرهنگ مرده…

  Ms.reddunhill wrote @

نازبانو …. چقدر دلم برا خودم كه ناررررررررربانو بودم تنگ شده … بعد هجران هر وقت واسه من كامنت ميذاشت ميگفت نازبانوي من

  Ms.reddunhill wrote @

ميدوني اون متن عروسك مال سال 84 بود ..درس يادم نيس …خيلي تيكه هاش يادم نيومد ..هيچ كجا هم save نكردم واسه همين ……….

  Galaxy wrote @

دنیا اینطوریه دیگه گاهی اوقات آدم جا می مونه و اینگونه میشه…!
همانگونه که نازبانو اینگونه شد…!!

  دوره گرد wrote @

والله چی بگم!
زن‌ها خیال می‌کنن که بایستی فقط برای دیگران، مخصوصاً خانواده‌شون، مخصوصاً بچه و شوهرشون اسطوره‌ی گذشت و فداکاری باشن. اونقدر که خودشون رو هم فراموش می‌کنن.
به نظر من درست‌ه که دست و پا چُلفتی دیروز هم مقصره؛ ولی نازبانو اگه می‌خواست، حتی به تنهایی هم می‌تونست و چه بسا که همسرش هم کمکش می‌کرد.

  بادام تلخ wrote @

سلام
باز هم مثل همیشه دیر رسیدم
—–
چشم:
من هم موافقم این چشم یه چیزیش میشه…
یکی رو میبینه بعد یه هو داغون میشی، له میشی، اصلا فلج میشی ولی کسی نمیفهمه چرا!!!!
—–
خاموشی ِ مطلق:
من بیشتر فکر میکنم کمبود عاطفه داریم تا برق
—–
نازبانو:
میخواستم برات یه داستان تعریف کنم ولی در آخرین لحظه پشیمون شدم، ولی این رو میخوام بگم: هر چند دردناک هر چند دلگیر ولی هر کسی مقصر باشه تو مقصر نیستی توی این فضیه!!!!!


دیدگاه شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>