پیر مرد کنار صندوق صدقات وایساده بود و دنبال پولِ خورد میگشت
همین که عینکش رو جابجا کرد، تونست نوشتهی روی صندوق رو هم بخونه:
صدقه، باعث طول عُمر میشود!
به کمک عصا، راهشو گرفت و رفت …
دیگه خیال نداشت هیچ پولی توی صندوق صدقات بندازه!
پ.ن:
—–
چند وقت پیش مطلبی خونده بودم تو روزنامه که متأسفانه یادم نیست نویسنده کی بود!
ایدهی نوشتن این مطلب رو از اونجا گرفته بودم!
چقدر خوبه که اینجا همیشه آپ دیته!
حکایت غری بیست این همه خستگی آدم ها…