نوشتن فصل پایانی برگی از دفتر عشق رو به عهدهی خودتون میزارم!
بیشتر جریاناتی رو که این همه سال شاهدش بودم، براتون تعریف کردم
هدف، فقط مرور داستان زندگی یه انسان تنها بود
و اینکه عشق چه جریاناتی رو میتونه به دنبال داشته باشه
داستان عشق همهی آدما یه جورایی مثل همه
فقط شخصیتهـای داستـــان تغییر میکنن و مشکلاتی که ســر راه اونا قـــرار میگیرن؛ دیگه بقیهی جریانات، سالهاست که تکرار شده و چیز تازهایی نیست!
سعی کنیم عشقمون به خاطر خودمون باشه نه شرایطی که خواهیم داشت
به خاطر خودمون عاشق باشیم نه به خاطر مدرک و تحصیلات و ثروت
عاشق باشیم
عاشق شخص باشیم نه شرایط
عاشق شخصیت باشیم نه ثروت
و خلاصه اینکه:
صادقانه یه انسان باشیم!
فقط همین!
و داستان عشق آدما، همچنان ادامه دارد …
پرستو عزیز…..
ممنون از اینکه درکم کردی…
میام به زودی میام…!!
فقط به کمی زمان نیاز دارم….!
همین