پاپیــروس

و زندگي پُلي است، از آن گذر بايد كرد …

دندون عقل

هفته­ی پیش که رفته بودم واسه پُر کردن یکی از دندونا، فکرشم نمی­کردم این ویزیت باعث بشه که در آینده­ی نزدیک، دندونای عقلم رو یکی یکی از دست بدم!

 

غروبی رفته بودم واسه کشیدن اولین دندون عقل!

اصلاً نمی­دونم حکمت این دندون عقل چیه؟

هیچ خاصیتی هم نداره، داره؟

بودن و نبودنش چه فرقی به حال آدم می­کنه، آخه؟!

هیچ سر در نمیارم!

 

ناسلامتی آمپول بی­حسی هم زده بود اما اصلاً بی­حسیشو حس نمی­کردم

 

وقتی هم اون پیچ گوشتی بود چی بود؟ آورد تا از ریشه دندونو در بیاره، به دکتره می­گم: هنوز دندونم بی­حس نشده، که!

می­خنده می­گه: نترس! دندونای بالائی این جورین و بی­حسیشون رو حس نمی­کنی!

 

آره جون خودش!

همین که پیچ گوشتی رو گذاشت رو دندون، صدای قرچ قرچ پاره شدن ریشه­ها رو می­شنیدم

وای چه دردی داشت!

احساس می­کردم داره قلبمو با اون پیچ گوشتی در میاره

اونقدر دردشو احساس کردم که هم صدام در اومد هم اشکام!

در عین حال هم داشتم به اشکام می­خندیدم تا لااقل آبرومو حفظ کرده باشم

 

اما جداً دردش زیاد بود و این دکتره انگار داره پیچ یکی از وسایل اتاق کارشو سفت می­کنه، فقط داشت اون پیچ گوشتی رو می­پیچوند و اصلاً حالیش نبود این دندون عقل منه که داره کنده می­شه!

 

عجب دندون با معرفتی بود!

دلش نمی­خواست من و دندونای دیگه رو تنها بزاره و بره!

بابا معرفت نخواستم، ریشه­ها رو رها کن و برووووو

اونم حالیش نبود انگار!

 

تا آخرین صدای قرچ قرچ پاره شدن ریشه­هاشو شنیدم، جونم در اومد!!

اما مگه کنده می­شد این دندون!

 

یه دفعه برق ساختمون هم رفت!

حالا ما مونده بودیم با یه دندون نیمه کنده شده که هنوز تو دهنمون بود و یه عالمه خون که هر لحظه ممکن بود بالا بیارم و …!

 

آخه احساس کردن یه چیزی تو دهنم خصوصاً اینکه به حلق هم نزدیک باشه و بوی خون، باعث عُق زدنم می­شه و هیچ هم تضمینی براش نیست که بالا نیارم!

تازه امروز شانس آوردم که اون شلنگ مکنده با اون صدای خِر خِرش نبود، چون حتماً بالا آورده بودم!

 

خلاصه، تو تاریکی اولین دندون عقلمون رو کندیم و انداختیم دور!

 

حالا به جاش یه تیکه باند طبی چپونده بودن که جلوی خونریزی رو بگیره

تا اومدم بیرون عُقم گرفت و مجبور شدم از خیر این تیکه باند هم بگذرم و بزارم همین جوری جای خالی دندون، خون بالا بیاره!

بدبختیش هم این بود که من می­بایست همشو قورت می­دادم!

 

عجب مصیبتی شده بود این دندون عقل کشیدن!

 

حالا هم در طول هفته­ی آینده انگار همین برنامه باید تکرار بشه تا از شر اون سه تای دیگه هم خلاص بشم!

 

 

 

—–

پ.ن:

1- دندون عقل داشتیم این حال و روزمون بود!

وای به روزی که دندون عقل هم نداشته باشیم!

 

2- چند روز پیش شنیدم که اخبار می­گفت کشیدن دندون توصیه نمی­شه، چون رو قدرت یادگیری اثر سوء داره!

 

3- فک کنم مُخ و مُخچمون تعطیل شد اساسی!

 

 

5 دیدگاه »

  Galaxy wrote @

وای پرستو….
نمی دونی چقدر از دندون پزشکی وحشت دارم….
اشکم در مییاد….
آخ خیلی درد کشیدی نه….!!
درد بدیه ……

  دوره گرد wrote @

آخرین خاطره‌ی من از دندون پزشکی برمی‌گرده به وقتی که 5 سالم بود. دکتره کلی مرام و معرفت خرج کرد و اونقدر بی‌حس کرد که هیچ دردی رو احساس نکردم.
ولی چند سالی می‌شه که دندون پزشک‌ها از داروی بی حسی به خاطر ضررش کمتر استفاده می‌کنن و باعث شده مردم خاطره‌ی خوبی از دندون پزشکی نداشته باشن.
این جوری که تو تعریف کردی، من اگه از درد بمیرم هم عمرا نمی‌رم دندون پزشکی! فعلا که سه تا دندون عقل بیشتر ندارم و منتظرم که چهارمی در بیاد. نسبت به هم سن و سال‌های خودم دیرتر دارم عقل در می‌آرم! ولی چه فایده وقتی در می‌آد هم باید خیلی زود درش بیاری؛ اون هم با این همه درد و مصیبت…
یه چیز دیگه هم هست. این‌که می‌گی از حس کردن بو و مزه‌ی خون توی حلقت، حالت به هم می‌خوره و عق می‌زنی، باید بگم که من هم دقیقا همین‌طورم. حتی از مزه‌ی جگر هم به خاطر این‌که طعم آهن (خون) داره، به شدت حالم به هم می‌خوره :( برای همین تا حالا تو عمرم لب به جگر نزده‌ام :دی

  بیدمجنون wrote @

میگم من چرا از پارسال به اینور اینجوری شدم نگو از دندون عقلی بوده که کشیدم وانداختم دور
کاش زودتر میگفتی تا نکشم این دندونارو من که عقل درست و حسابی نداشتم با کشیدنش هم اونم از کار افتاد

ولی واقعا تجربه سختیه منم داشتم از این تجربه بد
تازه من وقتی اومدم خونه تا دو هفته قاشق نمیرفت تو دهنم
دندون پزشک نامرد کاری نکرده بود که بتونم دهنمو باز کنم
آخرشم با قاشق کوچولو غذا خوردم اونم ذره ذره تا خوب بشه
موقع کشیدنش رو هم دیگه نگم بهتره

  بیدمجنون wrote @

پرستو جان تو هم که انگار رویه رو عوض کردی و به کامنتات جواب نمیدی؟؟
میشه از تصمیمت برگردی و به کامنتا جواب بدی
منو نیگا نکن که مثلا وقت کم میارم و نمیرسم که جواب بدم بخدا واسه خیلی از کامنتا جواب دارم ولی نمیتونم جواب بدم
جواب کامنت یه بخشی از دلخوشیهای وبلاگیه که همیشه یه بار دیگه هم میام که ببینم واسم چه جوابی گذاشتی حتی واسه چرت و پرت ترین کامنتام
دوباره میگم تصمیمتو عوض کن و بهشون جواب بده
شاد باشی

  الهام wrote @

سلام پرستو جان
بابا اکتیو! چند روز نیام این دور و برها حسابی عقب می افتم! یه کم به من رحم کن و آهسته پیش برو عزیز!
از دندون پزشکی نگو که دلم خونه!!! خدا نصیب نکنه عصب کشی سه کاناله! من از بس دندون پزشکی میرم کلن امپول بی حسی خیلی کم رو م تاثیر می ذاره لثه ها پوست کلفت شدن! تازه جال بدونی دو جای تنها دندون عقلم هم پر شده!ملت تو چیا استعداددارن ما هم تو خرابی دندون مستعدیم.دکتر میگه جنسشون اینه کاریش هم نمیشه کرد!


دیدگاه شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>