پاپیــروس

و زندگي پُلي است، از آن گذر بايد كرد …

آرشیو برای می 19, 2008

نقطه سر خط

انگار این مدت رو بلمی شکسته وسط دریا ایستادی

همش نگرانی که فرصت رو از دست بدی و هیچ وقت نتونی به ساحل برسی

هیچ وقت پاهات شنهای ساحل رو لمس نکنه و دلت گرم نشه که بالاخره تو هم پاهاتو یه جائی بند کردی که اگه یه روز دریا طوفانی شد، غرق نشی!

 

امروز بالاخره حرف حق رو زدی!

بالاخره تکلیف این بلم شکسته رو روشن کردی!

 

امروز خیلی راحت متوجه شدی که بلم شکسته همیشه یه بلم شکسته باقی خواهد ماند و تو باید به فکر یه کشتی محکم باشی!

 

اون همه سال تلاش کردی که بتونی یه روزی رو پاهای خودت بایستی!

که بتونی معنی واقعی امنیت رو احساس کنی!

 تلاش امروز، واسه امنیت فرداست!

و تو هیچ وقت واسه این تلاش، امنیتی ندیدی!

 

امروز همه­ی اون انشاهایی رو که این همه سال نوشتی، چه ساده تونستی پاره کنی!

از فردا باید یه انشای دیگه واسه روزایی که هنوز نیومده بنویسی!

 

امروز جمله رو تموم کردی و به آخر خط رسیدی!

از فردا

باید از سر خط، جملتو شروع کنی!

 

 

Older entries »