پاپیــروس

و زندگي پُلي است، از آن گذر بايد كرد …

هدیه ی تولد

تو تعبیر بکر همه­ی رویاهای مهربان زمین بوده­ای

هم از آن گاه که سیارک آشفته­ام

نومید وار

بر مدار بی­فرجام خود چرخیده ست!

 

 دستانت

با هر بهار مغموم،

انزوای ناگزیرم را جرعه جرعه نوشیده­اند

و چشمانت،

دریچه­هایی بی­گناه

که مرا

از گرداب مهیب یلداهای مکررم

هماره باز یافته­اند!

 

میلادِ دلپذیر!

مرا به سپیدترین لحظه­های بی­دریغ اثیری­ات

میهمان کن!

 

کنار تو

من ستاره باران­ترین تقدیر آسمانم!

 

 

 

——

پ.ن:

این شعر رو Spantamanino عزیز برای تولدم سروده بود!

 

و البته اولین هدیه­ی نتی امسال که امروز به دستم رسید!

تو وبلاگ قابش می­کنم که واسه همیشه بمونه!

 

دست گُلت درد نکنه مهربان دختر!

 

 

هنوز هیچ دیدگاهی دریافت نشده »

دیدگاه شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>