سین یعنی سوز، یعنی که سال
سالهای رفته بر باد خیال
سین یعنی سبزه و سر زندگی
خاطرات شادِ شادِ کودکی
سین یعنی سقف رؤیاهای ما
سین یعنی سُسته این دنیای ما
سین یعنی سرخی لبهای من
سین یعنی سرده این دستای من
سین یعنی سختمه باورم کنم
سالهاست من، ساز ناکوک میزنم
سین یعنی …
پ.ن:
——
سین شاید یه عالمه معنی داشته باشه و کلی واژه رو براتون تداعی کنه!
برای من همهی این سینها فقط بازی با کلمات بود
امروز تو سالروز تولدم، سین برام فقط یه جمله رو تداعی کرد:
سین یعنی سی ساله شدم، تموم شد رفت …
دقیقا میفهمم چی میگی!!!
:(