پاپیــروس

و زندگي پُلي است، از آن گذر بايد كرد …

آرشیو برای می 12, 2008

سین یعنی …

سین یعنی سوز، یعنی که سال

سالهای رفته بر باد خیال

 

سین یعنی سبزه و سر زندگی

خاطرات شادِ شادِ کودکی

 

سین یعنی سقف رؤیاهای ما

سین یعنی سُسته این دنیای ما

 

سین یعنی سرخی لبهای من

سین یعنی سرده این دستای من

 

سین یعنی سختمه باورم کنم

سالهاست من، ساز ناکوک می­زنم

 

سین یعنی …

 

 

 

پ.ن:

——

سین شاید یه عالمه معنی داشته باشه و کلی واژه رو براتون تداعی کنه!

 

برای من همه­ی این سین­ها فقط بازی با کلمات بود

امروز تو سالروز تولدم، سین برام فقط یه جمله رو تداعی کرد:

 

سین یعنی سی ساله شدم، تموم شد رفت …