پاپیــروس

و زندگي پُلي است، از آن گذر بايد كرد …

پراکنده از وبلاگ دوستان

1- یه سری از بچه­ها تو بخش کامنتدونی وبلاگ ئه­سرین در خصوص یکی از پُستاش، انگار داشتن واسه سالهای آینده و روزهای نیومده نقشه می­کشیدن

 

اینکه همه تمایل داشتن رابطه­ی دوستانه خودشون رو حتی بعد از ازدواج هم داشته باشن و حتی بتونن همدیگر رو مثل همین روزا راحت ببینن و باز بتونن برن پیک نیک و از این حرفا …

 

هیچ کس نمی­دونه بعدها چه اتفاقی می­افته

هیچ کس نمی­تونه چیزی رو که اتفاق نیفتاده پیش­بینی کنه

هیچ کس نمی­تونه نوع نگاه خودشو به همسر آینده­اش انتقال بده و باعث بشه اونم از همون دریچه به اطرافیان و دوستاش نگاه کنه

هیچ کس تا تو موقعیتش قرار نگرفته، نمی­تونه فقط لاف بزنه که چنان خواهد کرد و چنین. نمی­تونه بگه من باید دوستامو داشته باشم و اونم باید حالیش بشه که دوستای من فقط دوست هستن و باید این ارتباط دوستانمو داشته باشم

و …

 

فقط یه چیزی می­تونم در این خصوص بگم

اینکه، کاش همیشه بتونیم به هم اعتماد داشته باشیم

 

وقتی طرفمون رو کاملاً شناختیم و متوجه شدیم که دوستاش از چه دار و دسته و قماشی هستن به زمان هم اجازه بدیم که دوستی خودشونو به ما هم نشون بدن، شاید واقعاً ارزش دوست بودن رو دارن! و یا اینکه گذر زمان بهمون ثابت کنه که یه مشکلی در این ارتباط هست و باید دوستیشون رو کن فیکون کنیم!

  

2- خورشید خانوم این روزا احساس می­کنه همه اونو فراموش کردن و حتی یکی بهش ایمیل نمی­زنه و سراغی ازش نمی­گیره!

 

وقتی مسیر زندگیمون رو بنا به شرایطی که درش هستیم تغییر می­دیدم، ناخواسته از دوستایی که داشتیم دور می­شیم و واقعاً نمی­تونیم برای این دور شدنها کاری انجام بدیم

یکی می­ره دنبال درس و مشق و تحصیل و کار

یکی می­ره دنبال ازدواج و مسائل خاص خودش

یکی این ور آب می­مونه و همش هوای رفتن داره

یکی می­ره اون ور آب و همش هوای برگشتن داره

و …

 

اینا موقعیتایی هست که ما آدمـا رو از هم دور می­کنه و تو شرایطی قـرار می ده که امکان داره دوستای تازه­ایی پیدا کنیم، بنا به شرایط مشابهی که داریم!

 

اما گاهی خودمون نمی­خوایم شرایط جدید رو تجربه کنیم

دوستان جدید و ماجراهای جدید رو

واسه همین هم اتفاقات ساده­ایی رو که ممکنه شروع یه دوستی جدید باشه، ساده از کنارش می­گذریم چون هنوز تو گذشته و اون حس و حال داریم زندگی می­کنیم

 

گاهی اوقات بد نیست اگه به آدمای جدید هم فرصت بدیم که نقش دوستان جدید رو ایفا کنن

به امتحانش می­ارزه

مگه نه؟

 

3- بادام تلخ می­گه: با پول نمی­شه آدما رو خرید فقط می­شه اونا رو اجاره کرد!

 

یاد فیلم پیشنهاد بی­شرمانه افتادم

اینکه ادعا داشتن احساس عشق واقعی اونا رو نمی­تونن با پول بخرن

اما دیدیم که حتی عشق واقعی اونا رو که ادعای داشتنشو داشتن، خریدن

حالا اینکه آخر قصه اونا دوباره برگشتن تا عشق تیکه شده­ی خودشونو باز کنار هم بزارن و از نو بسازنش قابل قبول نبود به نظرم، چون توی یه بُرهه از زندگیشون اونو فروختنش!

 

حالا واقعاً آدما رو با پول می­شه خرید یا نه؟

یعنی این پول اونقدر قدرت داره که آدم حاضر می­شه به خاطرش از همه­ی احساسش بگذره؟

 

در این معامله، احساس برنده می­شه یا عقل و منطق؟

 

یاد دوران برده داری افتادم که آدما رو خرید و فروش می­کردن!

شاید آدما برده­ی همین پول شدن دوباره

شاید!

 

4 دیدگاه »

  Parastoooo wrote @

:*

——-
پرستو: خب حالا این یعنی چی اون وقت؟ :)

  دیلان wrote @

سلام
نمی خوام از خودم تعریف کنم ولی خوشبختانه نمی دونم چیه من به همه کس اعتماد دارم چوئن به نظر و عقیده من هر کسی به خودش اعتماد داشته باشی هیچ کسی نمی تونه بهش کوچترین لطمه ای بزنه و اگر خوش را بهتر بشناسه و همه چیز را در حیطه عقل انجام بده باز دچار هیچ خطائی نمیشه البته ادمی زاد خطا می کنند ولی کسی که پشمان بود از کرده خودش قابله بخشش هست
خوبی اینه همیشه در حال زندگی کردم گذشته را تجربه کردم و کتاری به اینده ندارم و براش تصمیم نمی گیرم به قول خودتون معلوم نسیت فردا چه خبر
ولی در هر شرایط و چهارچوب زندگی باشم بازم زندگی خوم را می کنم اگر یادت باشه گفتم ما مکسافریم تو این دینا حالا چه خوب چه بد روزی این دنیا را ترک می کنیم پس زندگی ارزش هیج نوع پلیدی و فسادی نداره و نداشته خوش به حال اون ادمایی که زندگی را با هدف سپری می کنند و همیشه خوب بودن و در خدمت هم نوعان خودشان بودن
چیزی بنام عشق در این دنیا برایم قابله تعریف نیست حقیقت زندگی چیزی دیگه است زندگی مشترک را این طوری بنظرم می رسه هر کسی برای طرفش ارزش و احترام قایل باشه و امینت و آسایش براش درست بکنه از هزاران عشق و تعریف کتابهایی که در مورد عشق شده با ارزشتره حقیقت عشق بازم چیزی دیگه می باشه
اگرم عاشق کسی هم بود ولی بهت احترام و ارزش نزاره و همه روزت را جنگ و دعوا و بیحرمتی بکنه از جلوی چشم می افته و عشق را برعکس تعریف می کنیم
انسانی که نادان باشه و دنبال این دنیا و مال و شهوت باشه خودشان رات جنس این واون می کنند تا یکی بهتر بیشتر پول بده و مایه بیشتر براش بزاره دیدم کسی که همه چیزو داشت تا ابد که براش نمونه تازه خیلی از همسران این ادما از زندگی گلایه دارن
مهم افکار هایی هست که هدف دار باشن معنی دار و ارزشمند
اما متاسفانه که بگم خیلی از ادما امروز به دنیال بهترین هستن یعنی اینکه سال ها با کسی باشن اگر کسی بهتر گیر بیاد در دیگاه عام طرف زندگی را ول می کنند
چرخه و چهارچوب زندگی شده پول هوس مدرک دروغ پستی خیانت ظلم و خیلی چیزای دیگه که برعکس فطرت انسان ها می باشه
ولی باز می گم اگر در دنیای زندگی کنم که معزرت می خوام ادماش وحشی باشن زندگی خودم را می کنم وکاری به کردهای دیگران ندارم سعی می کنم خودم رادرست بکنم
موفق باشی
چیزی که نوشتم واست در مورد غلط املائی شوخی بود گفتم نیست که نوشته های منو می خونی غلط املایی هم به تو سرایت کرده امیدوارم نارحت نشده باشی
موفق باشی
راستی اگر اومدی سری به وبلاگم زدی در قسمت نظرات کسی هست به اسم نیاز زندگی خودش را مرور کرده اگر نگاهی به نوشته های اون بکنی بدک نیست شاید بتوانی کمکش بکنی
حتما بهش سر بزن و برو حقیقت زندگی را از دیدگاه اونم ببین
موفق باشی

———
پرستو: به همه اعتماد داری یعنی چی؟
بدون شناخت اعتماد نمیاد
شاید منظورت اینه که آدم خوش بینی هستی
خب هر کی برای خودش یه اصولی داره که لابد برای خودش قابل قبوله دیگه

اما جداً نوشته هات رو می شه از بین کلی نوشته خیلی راحت شناخت
غیر ممکنه غلط املائی و دستوری نداشته باشی :)
و نمی دونم چه دلیلی داره
البته اینکه گفتی یه سال حبس بودی (که شاید واسه کنکور منظورت بوده) نمی تونه دلیل قانع کننده ایی باشه برای این مشکل
جداً براش یه فکری بکن دیلان
یه خرده بیشتر دقت کن پسر خوب
من اگه معلم دیکته تو بودم که اخراجت می کردم از مدرسه :)

در مورد نیاز هم، چشم! می خونم ببینم چی نوشته
ممنون

  بید مجنون wrote @

برای بخش آخر قسمت دوم

کسی که برای از دست دادن خورشید تمام شب را گریه کند لذت تماشای ستاره ها را هم از دست خواهد داد

——–
پرستو: آفرین!
خیلی زیبا بود

  بید مجنون wrote @

سلام در ضمن اینی که پرستو واست نوشته اختصاره بوسه

———
پرستو: هاها یاشار خودم می دونم که اختصار چیه :)
گفتم خب منظور از این بوس چیه؟
به چه موضوعی ربط پیدا می کرد آخه؟ :)
بوس بی دلیل چه معنی داره اون وقت؟ D:


دیدگاه شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>