پاپیــروس

و زندگي پُلي است، از آن گذر بايد كرد …

بایگانیِ آوریل 25, 2008

انتظار

قطار می­رود

تو می­روی

تمام ایستگاه می­رود

 

و من چقدر ساده­ام!

که سالهای سال

در انتظار تو

کنار این قطار رفته

ایستاده­ام

 

و همچنان به نرده­های ایستگاه رفته

تکیه داده­ام!

 

قیصر امین­پور

 

 

 ——

پ.ن:

ممنون از ئه­سرین که اسم شاعر این شعر رو برام نوشت!

 

خودم چون به صورت sms این شعر رو دریافت کرده بودم، نمی­دونستم شاعرش کیه؟ واسه همین هم اسمش رو انتظار گذاشتم، حالا باز نمی­دونم اسم این شعر در اصل چی بوده؟

 

ورودی‌های پیشین »