پاپیــروس

و زندگي پُلي است، از آن گذر بايد كرد …

سر ریز شدن

اشکای پشت دیواره ی سد دلم

بد جوری باعث دلتنگی شدن

چشما هر لحظه واسه سر ریز شدن

آماده می­شن!

7 دیدگاه »

  بید مجنون wrote @

بودنت
اگرچه آرامش نیست
لیکن نبودنت
تشویش خاطر است

التبه منظورم تو نبودی ها فقط یه مینیمال بود

  پرستو wrote @

ممنونم یاشار
چه خوب که گفتی
وگرنه فک می کردم داری به من می گی D:

  navid wrote @

salam hagh ba shomast.albate bazi oghat ham kambod vaght hast va ankeh har tor shod matlabi
keh dar zehn neshte neveshte shavad.ba inhal moteshaker baraye rahnamaie va goftan in irad
—–
پرستو:

آقا نوید!
من قصد ایراد گرفتن نداشتم دوست خوب
فقط یه پیشنهاد بود و ممنونم که خونده بودینش
باهاتون موافقم که گاهی کمبود وقت داریم و فقط می خوایم نوشته ایی که به ذهنمون رسیده رو بنویسم تا فراموشمون نشه
خودم گاهی دچار همین مشکل می شم و در مراجعه ی بعدی که وقت بیشتری دارم نوشته رو ادیت می کنم تا دوستان ارتباط بیشتری با نوشته ی من بتونن برقرار کنن

  elham wrote @

سلام
بعضی وقتها بعد از یه دل سیر گریه میشه یه نفس عمیق کشید!
راستی اگه لاین جدید پیدا کردید دست منو هم بگیرید یا هولم بدید تو اون لاین!
راستی سال نو شما هم مبارک.خوشحالم از آشنایی با شما.
—–
پرستو:

الهام عزیز!
منم از آشنای با دوست خوبی چون شما خوشحال شدم
در مورد لاین جدید هم باید بگم که همه ی دوستان مهندسمون باید کمک کنن تا بتونیم این پروژه ی عظیم ساخت یه لاین دیگه رو شروع کنیم و من نوعی به تنهایی هیچ کاری ازم بر نمیاد

  Galaxy wrote @

گاهی وقت ها باید سدها را شکست..
و هر آنچه در پس این سد بود رو سر ریز کرد..!!
این هم جزئی از زندگسیت …!!
—–
پرستو:

خانومی!
سدها رو بشکنیم و سیل راه افتاد و همه چی رو با خودش بُرد، اون وقت چیکار کنیم؟ باز که باید سد بزنیم که!
راستی؟
می شه یه لطفی در حق من داشته باشی؟
هر کدوم از این دو تا وبلاگت رو هر وقت آپ کردی یه کوچولو بهم خبر بده نازنین
آخه الان هر دو چک کردم دیدم آپ نکردی
حالا رو دیوار کدوم وبلاگ دیگه داری یادگاری می نویسی خدا می دونه :)
نمی دونم تو چرا یه جا بند نمی شی دختر؟!

  بید مجنون wrote @

نه عزیزم
تو مساله ات فرق داره
تو بودنت آرامشه و نبودنت تشویش خاطر

در ضمن ممنونم که به خواهش من در مورد کامنتا جواب مثبت دادی و جوابشونو دادی
—–
پرستو:

یاشار دوست و همراه همیشگی عزیز!
خب اگه من به کامنتای دوستای خوبی چون شما جواب ندم بخش ارتباط کامنتیمون به چه دردی می خوره اون وقت؟
ممنون که همیشه منو از نقطه نظرات و دیدگاه خودت باخبر می کنی و این فرصت رو بهم می دی که بدونم دوستان در مورد نوشته هام چه نظری دارن
چون همه ی پُستای منو خوندی تا حالا و انصافاً دیدگاه خودتو به عنوان یه خواننده ی فهیم بهم رسوندی
گاهی کمک خیلی خوبی بهم بوده تا بهتر ببینم و بهتر بنویسم
بازم ممنونم از وقتی که می زاری و نظراتت رو بهم می گی

پ.ن:
دیدی اونقدر سر به سر این کامنتدونی جدید گذاشتم و بالاخره پیداش کردم که چه جوری باید بازم مثل سابق جواب بدم
این جوری خیلی بهتره
من این مدل جواب دادن رو دوست دارم :)

  تنبل قوی wrote @

قشنگ بود ، یه ذره از محیط صنعتیم دورم کرد

—–
پرستو:
ممنون از لطفتون


دیدگاه شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>