باورم نمی شد که سنتوری هم سر از اتوبوسهای بین شهری در آورده. اگر چه خیلی دلم می خواست این فیلم رو ببینم اما هیچ رغبت نمی کردم برم کنار خیابون از دستفروشا عین سیب زمینی و پیاز چند کیلو کار هنری بصورت فشرده توی یه DVD بخرم و ببینم و حالشو ببرم و هی تو سالن سینما شاهد صحنه های عشق و دلدادگی و … (روم به در و دیوار) نباشم!!!!
حالا که فرصتش پیش اومده بود دو تا چشم دیگه قرض گرفتم که ببینم این سنتوری سنتوری که می گن چیه و چه حرف نگفته ایی داره که این همه حرف و حدیث پشت سرشه! راستشو بخواین آخر فیلم کلی حالم گرفته شد. این چی بود که ساخته بودن؟ غیر از هنرنمائی بهرام رادان که انصافاً تمام تلاش خودشو کرده بود که فیلم خوبی از آب در بیاد، چی داشت این فیلم؟ اونم نمی دونم چرا توی سینمای ایران حد اعلای هنر یه بازیگر رو توی نقش یه معتاد خفن باید نشون بدن!؟ یعنی هر کی از پس یه نقش معتاد بر اومد دیگه کارش درسته؟ حرفی واسه گفتن داره؟ یعنی این نقش لعنتی اونقدر سخته که هر کی نمی تونه از پسش بر بیاد و هر کی از پسش بر اومد یعنی از آب و گِل بازیگری در اومد؟
راستی چرا اصلاً اسم این فیلم علی سنتوری بود؟ یعنی اگه علی گیتاری بود نمی شد؟ علی فلوتی بود نمی شد؟ علی کیبوردی چطور؟
روزای اولی که قصه کلید خوردن این فیلم مطرح بود همش فک می کردم زندگینامه شخص به خصوصیه که قراره تبدیل به فیلم بشه. حتی عکسای گلشیفته رو که دیدم همش فک می کردم باید این فیلم خاطرات یه هنرمند در بخش موسیقی باشه. واسه همین هم خیلی شور و شوق داشتم که ببینمش. اما وقتی فیلم رو دیدم تازه متوجه شدم که زندگینامه هیشکی نیست. قصه ی تکراری فیلمای دیگه اس اما با یه یه اسم و آب و رنگ دیگه.
راستی سنتور به اون مراسم و پارتی و حس و حال چه ربطی داشت؟ به نظرم بیشتر گیتار و ارگ و این دسته سازها به این جور پارتیها ربط داره نه سنتور! سنتور یه ساز خاصه، یه حس عشقولانه خاص به موسیقی. یه ساز نابه که اولا فک می کردم واسه همین هم اسم فیلم علی سنتوریه اما بعد از دیدنش هیچ مناسبتی بین انتخاب این ساز ندیدم. اصلاً هیچ مناسبتی بین احساس علی و سازش که سنتور باشه ندیدم. اون همه وقت گذاشته بودن که رادان سنتور یاد بگیره که چی بشه؟ چرا اصلاً رابطه عشقولانه علی رو با سنتور کم رنگ نشون دادن؟ فقط توی یه سکانس، اونم وقتی کاهو به طرف سنتور پرت شده بود یه خرده حس سنتور دوستی علی آقا گُل کرد فقط همین.
تازه گلشیفته هم چه بازی وحشتناکی داشت با اون شر و شور مصنوعی و مسخره اش. هرازگاهی هم که احساسی می شد انگار داره ادامه فیلم میم مثل مادر رو بازی می کنه که رنجری تو صداش خودشو نشون می داد که تکرار نقشای قبلیش بود و هیچ کار تازه ایی از خودش نشون نداد.
اما چرا صدای خواننده ایی مثل کبیری باید انتخاب بشه؟ خواننده ایی که همه صداشو می شناسن و یه وصله ی ناجور بود با قیافه رادان و اصلاً به ساختار فیلم نمی اومد. به نظرم اگه کارگردان این ریسک رو می کرد که ترانه ها با صدای خود رادان پخش می شد کار بهتری از آب در می اومد یا اینکه یه خواننده ناشناس که کسی با صداش آشنا نباشه به جای رادان می خوند اگر چه ترجیح می دادم صدای خود رادان باشه. یعنی چندین ماه واسه سنتور یاد گرفتن رادان لازم بود اما یکی دو ماه واسه تمرین خوندن لازم نبود؟ چطور گلزار و حیائی تو فیلما می تونن بخونن اما رادان نتونست از پسش بر بیاد؟
اگر چه با این همه تفاسیر باز نتونستم درک کنم هدفشون از انتخاب ساز سنتور چی بود و چرا این همه حرف و حدیث پشت سر یه همچین فیلمیه که اصلاً حرف تازه ایی هم نداشت و نکته به نکته فیلم رو سالهاست که داریم تو فیلما و سریالا می بینیم اما جداً از بازی رادان خوشم اومد خصوصاً سکانسی که خونه ی پدری از خانومایی که مجلس نمی دونم چی چی گذاشته بودن مداد می خواست. فک کنم رادان کلی باید روده بُُر شده باشه که این قسمت رو تونسته خوب از آب در بیاره! خدائیش خیلی بامزه بود اون سکانس …
پ.ن: وریا یک لینک گذاشته تو پُست سنتوری خودش. می تونین عکسای فیلم رو اونجا ببینین!
86/12/8
من این نظری رو که برای پست سنتوری من نوشتی نفهمیدم. توضیح می دی؟
—
پاپیروس: به به سلام دوست خوب من
اگه پست سنتوری همین وبلاگ رو نگاه کنی پاراگراف اول کامنتی که برات گذاشتم از همین پست کپی شده و در ادامه هم برات نوشته بودم که اگه می خوای بقیه نظرمو بدونی خود پست سنتوری رو که نوشتم بخونی بهتره
حالا اگه پست سنتوری خودم رو خوندی و باز برات سوال بود که کامنت چی می گفت بفرما تا کلهم خود کامنت رو برات توضیح بدم :)